روزی که ما را حذف کردند، رسانه‌ای از دل مردم برخاست

این حرکت از جنس حذف رسمی و عینی صدای مردم و خفقان موجود از سوی حاکمیت ایران و کشورهای محروم شده است که این بار از غرب طلوع کرده، چنین رفتارهائی باید از جانب مردمان حذف شده با واکنش جدی و همه جانبه مواجه شود. ارتباط با رسانه دو طرفه است و این کار میتواند اعتماد و تداوم همکاری فعالین ایرانی با یوتیوب را تحت تاثیر قرار دهدچنین برخوردهائی ضمن پررنگ کردن نقش روزنامه نگاری شهروندی و رسانه‌های خرد، نمونه کامل ابزارشدن شبکه‌های اجتماعی در دست حاکمیت است. صدا و سیما، کیهان، فارس نیوز و غیره در ایران و بی تعارف رسانه هائی مثل فاکس نیوز، سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی وغیره در آمریکا نهادهای ارتزاق خبری دولتها هستند هرچند تفاوتهائی هست اما نباید فراموش کنیم که پاسخ رسانه‌ای ما چیزی غیر از این دو گزینه است.
Be Sociable, Share!

یوتیوب در جریان پروژه ضبط “یک روز زندگی” توسط مردم دنیا اعلام کرده بود که مردم ایران نمیتوانند تصاویری از یک روزشان را به صورت فیلم برای این طرح جهانی ارسال کنند

از گفت و گوهای غیر رسمی با  “کوین مک‌دونالد” و “ریدلی اسکات” چنین برمیآید که دست‌اندرکاران این پروژه با حذف مردم ایران زیاد موافق نیستند؛ اما ظاهرا قدرت تحریم‌های اقتصادی آمریکا بیشتر میچربدبه هر حال هرچه باشد همکاری این دو هنرمند با پروژه‌ای که بخش بزرگی از جمعیت پویا و مترقی دنیا را با ملاحظات سیاسی و حکومتی حذف میکند خود جای بحث است. ظاهرا هیجان این پروژه تا جائی پیش رفته که موضوع آزادی بیان و حقوق پایه‌ای شهروندانی که از این فیلم کنار گذاشته شده‌اند را حاشیه ای کرده است

این حرکت از جنس حذف رسمی و عینی صدای مردم و خفقان موجود از سوی حاکمیت ایران و کشورهای محروم شده است که این بار از غرب طلوع کرده، چنین رفتارهائی باید از جانب مردمان حذف شده با واکنش جدی و همه جانبه مواجه شود. ارتباط با رسانه دو طرفه است و این کار میتواند اعتماد و تداوم همکاری فعالین ایرانی با یوتیوب را تحت تاثیر قرار دهد

چنین برخوردهائی ضمن پررنگ کردن نقش روزنامه نگاری شهروندی و رسانه‌های خرد، نمونه کامل ابزارشدن شبکه‌های اجتماعی در دست حاکمیت است. صدا و سیما، کیهان، فارس نیوز و غیره در ایران و بی تعارف رسانه هائی مثل فاکس نیوز، سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی وغیره در آمریکا نهادهای ارتزاق خبری دولتها هستند

هرچند تفاوتهائی هست اما نباید فراموش کنیم که پاسخ رسانه‌ای ما چیزی غیر از این دو گزینه است. تلاش برای ایجاد رسانه‌های مردمی و مستقل بر پایه مشارکت وسیع اجتماعی، ضمن کنار زدن حاکمیت رسانه‌های کلان میتواند دریچه تازه‌ای به روی مردم برای بروز توانائی‌های فردی و خواست‌های جمعیشان باز کند

به هر حال شکستن مرزها و ساختار رسانه‌های کلان در جهت بال و پر دادن به توانائیهای مردم ایران، وظیفه اهل فن و صاحب‌نظران حرفه‌ای عرصه رسانه و ارتباطات است. امری که به نظر می‌رسد جمعی از روزنامه‌نگاران، فیلم‌سازان، هنرمندان و اهل رسانه در بنیاد ایران‌ندا به سمت آن خیز برداشته‌اند

در همین زمینه با کانال چهار انگلستان مصاحبه‌ای تلفنی داشتم که با تماس مسولین پروژه یوتیوب و طرح روابط و ضوابط قانونی و مناسبات فی‌مابین رسانه‌ای از پخش آن جلوگیری به عمل آمد اما دوست و همکارم نگار اسفندیاری در وبسایت گاردین مطلبی با همین موضوع منتشر کرد که مناسب دیدم متن فارسی نوشته‌اش را کمی ایرانیزه کنم و اینجا به همخوانی بگزارم

***

ششم ژوئیه امسال بود که یوتیوب در فراخوانی عمومی صدها هزار نفر از مردم دنیا را به ساخت فیلمی تشویق کرد که در آن هر کسی با ابزار شخصی خودش باید “یک روز زندگی” را به تصویر میکشید و روی وبسایت بارگزاری میکرد. این روز 24 جولای بود و هرکسی از هرگوشه دنیا میتوانست تصاویر “یک روز زندگی” خودش را برای یوتیوب ارسال کند تا نهایتا در قالب فیلمی مستند تدوین و منتشر شود

شرکت در این پروژه غیر سیاسی فرصت پرشور و مناسبی بود تا کاربران ایرانی یوتیوب “یک روز زندگی” خودشان را به دنیا نشان دهد

پیش از این کاربران ایرانی یوتیوب با ارسال هزاران فیلم و تصویر و کلیپ از جریان انتخابات و اعتراضات پس از آن، یوتیوب را به یکی از  کانال‌های معتبر اخبار ایران تبدیل کرده بودند. یا به عبارتی ارسال تصاویر سرکوب و خشونت توسط شهروندان روزنامه نگار ایرانی و واسطه شدن این وبسایت برای ارتباط ایرانیان با جهان خارج، اعتباری دو چندان به این وبسایت بخشیده بود

تا اینجای کار خوب به نظر میرسد اما زمانیکه صفحه پرسش و پاسخ این پروژه را خواندیم تا از چند و چون کار آگاه شویم انگار سیلی به صورتمان زده باشند. آنجا نوشته بود: هرکسی که بالای سیزده سال سن دارد میتواند تصاویر ” یک روز زندگی” خودش را ارسال کند غیر از شهروندان کشورهای ایران، سوریه، کوبا، کره شمالی و برمه و همه کسانی که تحت تحریم‌های اقتصادی آمریکا هستند. با این حساب و با توجه به اینکه یوتیوب در حال حاظر در چین مسدود است، بیش از 1.5 بیلیون نفر از به تصویر کشیدن چشم انداز زندگیشان محروم میشوند، در حالیکه در آمار وبسایت بحث بر سر مشارکت 6 بیلیون نفر، یعنی همه مردم جهان است. ظاهرا یوتیوب آمار کل شهروندان دنیا را برای تبلیغات دراماتیک خودش استفاده کرده اما جائیکه پای واقعیت به میان میآید بیش از 1.5 بیلیون نفر را از مشارکت محروم کرده است.

بهتر نبود این کشورها هم داخل میشدند به جای اینکه تصاویری معمولی از یک روز زندگی تکراری در غرب را ببینیم؟ مطمئنا میشد با روح بزرگتری این پروژه را پیش برد، مخصوصا اینکه بسیاری از این برشها نهایتا در کف اتقاق به پایان خواهد رسید و خاک خواهند خورد. به هر حال با هر تفسیری قضیه را ببینیم این تصمیم غیردوستانه و عجولی بود که علیرغم ظاهر فراگیر و بین‌المللی‌اش، منحصر به کشورهائی خاص و محدود است

چنانچه ارزیابی معتبری از یوتیوب داشته باشیم باید از این وبسایت به عنوان مکانی جهت تمرین و ترویج دموکراسی مشارکتی یاد کنیم، با این وصف این وبسایت چرا باید نگران و همراه تحریم‌های سیاسی باشد؟ حتی اگر فیلم “یک روز زندگی” توسط دولت آمریکا اسپانسر شود باز این موضوع قابل درک نیست چرا که همین چند وقت پیش بود که سنای آمریکا 50 میلیون دلار به ایرانیان قربانی سانسور اختصاص داد تا امکانی برای آنها فراهم شود و از سد سانسور و فیلترهای اینترنتی دولت خلاص شوند. حال چگونه است که چنین پروژه عظیمی به جای اینکه به کمپانیهای دیگر فشار بیاورد و در کارزاری جهانی برای آزادی بیان و گستردگی اندیشه و چشم اندازها بیاندیشد اینگونه با اقدامی حذفی و جانبدارانه بخش عظیمی از مردم را محروم میکند؟

یک روز زندگی برای نمایش در فستیوال فیلم ساندنس در سال 2011 تهیه میشود. انستیتو ساندنس باید به خودش افتخار کند که مجمعی برای بازار فیلمسازان و تصاویر نامحدود مجانی فراهم کرده است. در این بین حتی کمپانی عظیم کره‌ای (ال-جی) در همکاری با این پروژه میگوید: استفاده از تصاویر مردم برای نزدیک شدن و به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌های مختلف و تجربیات گوناگون به غنی شدن زندگی همه ما کمک میکند. این کمپانی معتقد است فیلم “زندگی در یک روز” با ارزشهای اصلی ما که همان انسانیت، کنجکاوی، انرژی مثبت و خوش‌بینی است منطبق است

این فیلم که قرار است با تصاویر چند ملیتی ساخته شود توسط “کوین مک دونالد” سازنده فیلمهائی همچون “یک روز در سپتامبر” و “تماس با باطل” ساخته خواهد شد، فیلمهای تحریک آمیزی که هیچگاه تسلیم انتظارات عمومی نشد. کارگردانی این فیلم نیز بر عهده “ریدلی اسکات” است کسی که فیلم‌هائی همچون “بلید رانر” و “گلادیاتور” را در کارنامه خود دارد. ریدلی اسکات با کارگردانی این پروژه علیرغم محبوبیت نسبی‌اش، به سوژه انتقاد و بحث بسیاری از فوروم‌های اینترنتی ایران تبدیل شده است

این ریدلی اسکات بود که در 1984 در همکاری با کمپین تبلیغاتی مکینتاش اولین ویدئوهای تبلیغاتی “اپل” را ساخت. اسکات در این ویدئوی معروف که اغازگر ورود محصولات مکینتاش به عرصه زندگی انسانها بود با نگرشی “اورولی” و دولت “برادر بزرگ” در کتاب  1984 قصد دارد تبعیت گوسفندوار انسانها از وضعیت موجود رادر هم بشکند. اسکات پیام این ویدئو را چنین به مخاطب میرساند: با مکینتاش، 1984 دیگر 1984 نخواهد بود

ریدلی اسکات  26 سال پیش جامعه مسخ شده، پلیسی و میلیتاریزه شده‌ای را نقد و مصور میکند که تحت تسلط دیکتاتوری نظام مرکزی، جائی برای آزادیهای فردی و مشارکت جمعی نمیگذارد؛ صحنه هائی که امروز برای ایرانیان بسیار آشناست و ریدلی اسکات نمیخواهد آنها را به تصویربکشد

Be Sociable, Share!
Be Sociable, Share!

Comments 

  1. danineda says:

    این حرکت از جنس حذف رسمی و عینی صدای مردم و خفقان موجود از سوی حاکمیت ایران و کشورهای محروم شده است که این بار از غرب طلوع کرده، چنین رفتارهائی باید از جانب مردمان حذف شده با واکنش جدی و همه جانبه مواجه شود. ارتباط با رسانه دو طرفه است و این کار میتواند اعتماد و تداوم همکاری فعالین ایرانی با یوتیوب را تحت تاثیر قرار دهد

Title

نظر شما در باره طرح یک روز از زندگی ایرانیان چیست؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...